البرز ناشرِ «بامداد خمار» است، و همین یک کتاب کافی است که بگوید خطش چیست: رمانِ خوشخوانِ خانوادگی که همه میخوانند.
نشرِ البرز برای بسیاری از خوانندهها یعنی «بامداد خمار» (رمانی که چند دهه است در هر خانهای هست و هنوز چاپ میشود) و همین کتاب خطِ نشر را نشان میدهد: رمانِ خوشخوان و پرکشش، ایرانی یا ترجمه، که مخاطبِ گسترده دارد. کنارِ آن «شب سراب» (که پاسخی به «بامداد خمار» است و از زبانِ شوهر روایت میشود) و ترجمههایی مثلِ «سهشنبهها با موری» و «دختری در قطار» نشستهاند.
البرز ناشرِ ادبیِ نخبهگرا نیست و ادعایش هم ندارد؛ ناشرِ کتابهایی است که دستبهدست میشوند. ترجمههایش معمولاً رواناند و به مخاطبِ عام میخورند، بی وسواسِ ادبی. چاپ و صحافی متوسط است و قیمتش مناسب؛ کتابهای قطورش را بارها میشود خواند بی اینکه از هم بپاشند.
برای خوانندهای که میخواهد یک رمانِ سرگرمکنندهی محکم در دست داشته باشد، البرز انتخابِ امنی است؛ برای خوانندهای که دنبالِ نثرِ ادبی و ترجمهی وسواسی است، نه.
شاخصترین عنوانهایش
- ۱.«بامداد خمار»: کتابِ نشر، و یکی از پرخوانندهترین رمانهای فارسی.
- ۲.«شب سراب»: همان قصه از چشمِ طرفِ دیگر؛ بعد از «بامداد خمار».
- ۳.«سهشنبهها با موری»: ترجمهی مهدی قراچهداغی.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که رمانِ عامهپسندِ خوشخوان میخواهد یا هدیهای که مطمئن باشد خوانده میشود. اگر معیارِ تو ترجمهی وسواسی و ادبیاتِ جدی است، این نشر برایت انتخابِ اول نیست.
نوشتهیابریشمک