ثالث رمانِ جهانیِ معاصر را با مترجمهای نامدار به فارسی میآورد و در کنارش کتابهای زندگیِ آرامِ ژاپنی و خاطراتِ سیاسی میگذارد.
نشرِ ثالث را با ترجمههایش میشناسم و بهخصوص با یک نام: مهدی غبرائی، که خالد حسینی را با «هزار خورشید تابان» و «ندای کوهستان» از راهِ همین نشر به خوانندهی فارسی داد. کنارِ آن، لیلی گلستان با «زندگی در پیش رو»، و ترجمهی مستقیم از کردی که «آخرین انار دنیا» را به یکی از پرخوانندهترین رمانهای دهه کرد. خطِ ادبیِ ثالث روشن است: رمانِ معاصرِ جهان، با مترجمی که خودش امضا دارد.
در سالهای اخیر یک خطِ دوم هم اضافه شده (کتابهای کوچکِ «زندگی به روشِ ژاپنی»: ایکیگای، ذن، ایچیگو ایچییه) که پرفروشاند و برای خوانندهی جدیِ ثالث شاید عجیب، ولی نشر آنها را هم با ترجمهی تمیز و چاپِ پاکیزه درآورده. کتابهای تاریخِ معاصر و خاطراتِ سیاسی هم بخشِ جدیِ کارش است.
چاپ و صحافی و طرحِ جلد از بهترینهای بازار است و ویرایشش معمولاً پاکیزه. با اسمِ ثالث میشود ترجمهی نادیده خرید، به شرطِ اینکه مترجمش را بشناسی.
شاخصترین عنوانهایش
- ۱.«هزار خورشید تابان»: خالد حسینی با ترجمهی غبرائی؛ همان که با آن شناخته شد.
- ۲.«آخرین انار دنیا»: بختیار علی از کردی؛ کشفِ این نشر.
- ۳.«زندگی در پیش رو»: رومن گاری با ترجمهی لیلی گلستان.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که رمانِ معاصرِ جهان با ترجمهی خوب میخواهد و به نامِ مترجم اهمیت میدهد. اگر دنبالِ کلاسیکهای قرنِ نوزدهم هستی، خطِ ثالث معاصرتر از آن است.
نوشتهیابریشمک