نشرِ خوب ادبیاتِ کمترشناختهشدهی جهان را با ترجمههای دقیق میآورد (از هاول و زامیاتین تا کنزابورو اوئه) و جستارهایی که جای دیگر پیدا نمیشوند.
نشرِ خوب ناشرِ جوانی است با سلیقهای که در بازارِ پرفروشها کم پیدا میشود: کتابهایی که کسِ دیگری ترجمه نمیکند. «من طرف حقیقت میایستم» (جستارهای واتسلاف هاول دربارهی آزادی) و «در آبادی» زامیاتین و «غنچهها را بچین، بچهها را به گلوله ببند» کنزابورو اوئه و «آفتابگردانهای کور»؛ رمانها و جستارهایی از اروپای شرقی و ژاپن و اسپانیا که خوانندهی جدی دنبالشان است و در قفسهی ناشرهای بزرگ نیستند.
مترجمهایش گزیدهاند (بابک شهاب از روسی، آزاده کامیار برای جستارها، مریم تقدیسی) و ترجمهها به متن وفادارند. مجموعهی جستارهایش («من سرگذشت یاسم و امید») خطی است که کمتر ناشری در ایران جدی گرفته. کنارِ اینها، «هر روز یک قدم نزدیکتر» یالوم نشان میدهد نشر به خوانندهی عام هم فکر میکند.
چاپ، کاغذ و طرحِ جلد از بهترینهای بازار است (کتابهای این نشر در دست خوش مینشینند) و قیمتش هم به همان نسبت. با اسمِ نشرِ خوب میشود کتابِ نادیده خرید؛ این را دربارهی کمتر ناشرِ جوانی میگویم.
شاخصترین عنوانهایش
- ۱.«من طرف حقیقت میایستم»: هاول؛ جستارهایی که هنوز تازهاند.
- ۲.«در آبادی»: زامیاتین با ترجمهی بابک شهاب.
- ۳.«هر روز یک قدم نزدیکتر»: یالوم؛ برای ورودِ آسانتر به نشر.
به درد چه کسی میخورد
برای خوانندهی جدیِ ادبیات که ادبیاتِ کمترشناختهشده و جستار میخواهد و به ترجمهی وفادار اهمیت میدهد. اگر پرفروشهای آشنا میخواهی، این نشر برایت غریبه است، و همین حسنش.
نوشتهیابریشمک