کاروان ناشرِ رسمیِ کوئیلو در ایران بود و «وقتی نیچه گریست» را به پرخوانندهترین رمانِ رواندرمانی تبدیل کرد.
نشرِ کاروان با دو نام گره خورده: پائولو کوئیلو و آرش حجازی. حجازی مترجمِ رسمیِ کوئیلو در ایران بود و همهی رمانهای او (از «کیمیاگر» تا «زهیر» و «ساحرهی پورتوبلو») با ترجمهی او و از راهِ کاروان به قفسهها رفت. برای نسلی که با کوئیلو کتابخوان شد، کاروان یعنی همان جلدهای یکدستِ آشنا.
کتابِ دیگری که این نشر را نگه داشت «وقتی نیچه گریست» است، رمانِ یالوم دربارهی آشنایی نیچه و بروئر، که از راهِ کاروان به یکی از پرخوانندهترین رمانهای روانشناختیِ ایران تبدیل شد و بعد ناشرهای دیگر هم ترجمهاش کردند. کنارِ اینها «سرگذشت نارنیا» با ترجمهی حجازی و چند رمانِ فارسیِ مهم مثلِ «آزاده خانم و نویسندهاش» براهنی.
کاروان در سالهای اخیر کمکارتر شده و بسیاری از کتابهایش را باید در کتابفروشیهای دستِ دوم پیدا کرد؛ ترجمههای حجازی هنوز برای بسیاری معیارِ کوئیلو به فارسیاند. چاپ و صحافیاش خوب و یکدست بود و مجموعهی کوئیلوی کاروان در قفسه دیدنی است.
شاخصترین عنوانهایش
- ۱.«کیمیاگر»: با ترجمهی آرش حجازی؛ کوئیلوی رسمی.
- ۲.«وقتی نیچه گریست»: رمانِ یالوم؛ کتابی که این نشر آن را در ایران جا انداخت.
- ۳.«ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد»: کوئیلوی تلختر، همان مترجم.
به درد چه کسی میخورد
برای خوانندهی کوئیلو که میخواهد ترجمهی معیار را داشته باشد، و برای کسی که یالوم را از رمان شروع میکند. اگر کتابِ تازهچاپ میخواهی، احتمالاً باید سراغِ ناشرهای فعالتر بروی.
نوشتهیابریشمک