کتابهای جیبی نامی است که برای خوانندهی قدیمی یعنی کتابِ ارزان و کوچک و خوب؛ همان که «شوهر آهو خانم» و «شازده کوچولو»ی قاضی را در جیبِ یک نسل گذاشت.
شرکتِ کتابهای جیبی نامی است از تاریخِ نشرِ ایران: قطعِ جیبی، قیمتِ ارزان، و فهرستی که هدفش این بود که کتابِ خوب به دستِ همه برسد. برای خوانندهی امروزی این نام بیشتر در چاپهای قدیمی و کتابفروشیهای دستِ دوم پیدا میشود، و همانجا ارزشش را دارد: ترجمههای کلاسیکِ نسلِ اول، مثلِ «شازده کوچولو»ی محمد قاضی، و رمانهای فارسیای مثلِ «شوهر آهو خانم» که از راهِ همین قطع به خانهها رفتند.
نکتهای برای کسی که این چاپها را میخرد: کاغذ و صحافی مالِ زمانِ خودشان است و کتابهای چهلپنجاهساله شکنندهاند، ولی ترجمهها بسیاریشان هنوز معیارند و بعضی هیچوقت به شکلِ دیگری تجدیدِ چاپ نشدهاند.
اگر در قفسهی پدر و مادرت کتابِ جیبیای دیدی، برندارش که دور بیندازی؛ احتمالاً یکی از بهترین ترجمههای آن اثر است.
شاخصترین عنوانهایش
- ۱.«شازده کوچولو»: ترجمهی محمد قاضی؛ همان که نسلی با آن بزرگ شد.
- ۲.«شوهر آهو خانم»: رمانِ افغانی، در چاپی که همهجا رفت.
- ۳.«قلعهی حیوانات»: یکی از ترجمههای نسلِ اولِ اورول.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که ترجمههای کلاسیکِ نسلِ اول را میخواهد و از کتابِ دستِ دوم نمیترسد. اگر چاپِ نو و کاغذِ سفید میخواهی، همان عنوانها را از ناشرهای امروزی بگیر.
نوشتهیابریشمک