ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
اینجا تازهترین برگکهاست: جملههایی که کتابخوانهای ابریشمک هنگامِ خواندن برداشتهاند و بعد از داوری منتشر شدهاند. روی نامِ هر کتاب برو تا همهی جملهها، نظرها و امتیازهای همان کتاب را ببینی.
«هیچ کس رامحبوس نکن. به جای اسارت رها کن! به این ترتیب خودت رها میشوی»
«" نگه داشتن بادبادک در آن بالا از هوا کردن آن سخت تر است"»
«روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند . شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده ی توبا خانم است : دراز ، لاغر ، با چشم های ریز بدجنس . یک شنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط می چرخد . دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوار خاکستری و عصا . سه شنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است . چهارشنبه خل است . چاق و چله و بگو بخند است . بوی عدس پلوی خوشمزه ی حسن آقا را می دهد . پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده»
«کلام سلیمان رو دوست دارم که میگه: «وقتی خرد وارد قلبت میشه و دانش برای روحت خوشایند به نظر میرسند، اون موقع تو پرهیزکاری و قضاوت، عدالت و همهی مسیرهای خیر و نیکی رو درک میکنی.»»
«در این دنیا همه چیز در دست خود آدم است. حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد میتواند اگر بخواهد کوهها را جابهجا کند، میتواند آبها را بخشکاند، میتواند چرخ و فلک را به هم بریزد. آدمیزاد حکایتیست. میتواند همه جور حکایتی باشد، حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت، ... و حکایت پهلوانی. بدن آدمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی، در این دنیا، یه قدرت نیروی روح او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد.»
«تو همانی میشوی که تمام روز فکرش را میکنی کائنات چیزی را که میگویید نمیشنود، کائناتآنچه را که حس میکنید میشنود»
«بخشایش کلید رهایی ماست و این توان را به ما می دهد که مانند عقاب به پرواز درآییم.بخشایش اجازه می دهد سیم های خارداری را که به دور قلب هایمان کشیده ایم، بگسلیم»
«بودن در بین آدم هایی که مشغول خواندن اند،چقدر کیف دارد.»