ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
ادبیات روسیه به فارسی: داستایفسکی، تولستوی، چخوف، گوگول و بولگاکف، و جدولِ «کدام ترجمه؟» برای هر رمان.
ادبیاتِ روسیه در ایران خانهی دوم دارد. کمتر کتابخوانی هست که از داستایفسکی و تولستوی و چخوف دستکم یکی را نخوانده باشد، و کمتر کتابی هست که مثلِ «جنایت و مکافات» چند نسل را پشتِ سرِ هم کتابخوان کرده باشد. چیزی که این ادبیات را متمایز میکند، جدیتِ آن است: روسها دربارهی خدا و مرگ و گناه رمان نوشتند و از این سؤالها خجالت نکشیدند. و در کنارِ همان جدیت، طنزِ گوگول و بولگاکوف که سیستم را از درون میخندد. اگر رمانِ قطورِ روسی میترسانَدت، از داستانهای کوتاهِ چخوف یا رمانِ کوتاهی مثلِ «شبهای روشن» شروع کن؛ همهی مزه آنجاست، بی حجم. ترجمه از روسی در دو دههی اخیر جانِ تازه گرفته و نسلی از مترجمها مستقیم از روسی کار میکنند. فرقِ ترجمهی مستقیم با ترجمه از زبانِ واسطه در این کتابها واقعی است؛ جدولِ «کدام ترجمه؟» را روی صفحهی کتاب ببین.
۱۱۳
کتاب
۱۴۱
کتابخوان
رودین
ایوان تورگنیف، ۱۴۰۱
۱ نفر روی قفسه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.