ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
رمانها و داستانهای فارسی که کتابخوانهای ابریشمک روی قفسهشان گذاشتهاند.
داستانِ فارسی همان جایی است که زبانِ خودمان با ما حرف میزند، بیواسطهی مترجم. از رمانِ اجتماعیِ نیمهی قرن که کوچه و حیاط و شهرستان را وارد ادبیات کرد، تا داستانِ کوتاهِ مینیمالِ امروز که با چند خط تمام میشود و تا مدتها نمیرود، همه در این قفسه کنارِ هم نشستهاند. اگر تازه داری شروع میکنی، رمانِ کلاسیکِ فارسی نقطهی امنی است: داستان دارد، آدمهایش یادت میمانند و زبانش هنوز مالِ ماست. اگر خوانندهی قدیمیتری هستی، داستانِ کوتاهِ معاصر و رمانهای کمحجمِ دو دههی اخیر پرِ تجربهاند؛ بعضی میگیرند، بعضی نه، و همین قمارش خواندنی است. این فهرست از قفسهی کتابخوانهای ابریشمک ساخته شده، نه از کاتالوگِ ناشر. زیرِ هر کتاب نظرِ کسی را میخوانی که واقعاً تمامش کرده و جملههایی که خودش از متن برداشته، پس پیش از خریدن میفهمی با چه لحنی سر و کار داری.
۴۳۲
کتاب
۳۱۷
کتابخوان
آبنبات لیمویی
مهرداد صدقی، ۱۴۰۴
۳۰ نفر روی قفسه۴ نظر
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.