ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
دیوانها و دفترهای شعر فارسی، از کلاسیک تا امروز.
شعرِ فارسی دو ساحل دارد و این صفحه هر دو را کنارِ هم میگذارد: دیوانهای کلاسیک که هزار سال است تفأل و تسلی و شبنشینیاند، و دفترهای شعرِ نو که از نیما به این سو زبانِ روزمره را وارد شعر کردند. فرقِ خواندنِ این دو در شتاب است. دیوان را ورق میزنی و هر جا باز شد میخوانی؛ دفترِ شعرِ نو را از اول تا آخر میخوانی، چون شاعرش آن را چیده و ترتیبش حرفی دارد. اگر با شعرِ نو غریبهای، از شاعرانی شروع کن که تصویرشان روشن است و زبانشان به نثر نزدیک؛ سپهری و فروغ برای خیلیها دروازه بودهاند. برگکها اینجا بیش از هر موضوعِ دیگری به کار میآیند: یک بیت یا یک بندِ برداشتهشده از دفتر، بهتر از هر معرفی میگوید این شاعر به دلِ تو مینشیند یا نه.
۱۰۲
کتاب
۶۴
کتابخوان
اندوه بیپایان
لیلا محمدیپور، ۱۴۰۱
۱ نفر روی قفسه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.