مترجمی بود که داستان را جدی میگرفت؛ ترجمههایش بیشتر از اینکه بخواهند خودنمایی کنند، تلاش میکنند لحن، ریتم و استخوانبندی داستان را سالم به فارسی برسانند.
گلشیری بیشتر به خاطر ترجمه از ایتالیایی و انگلیسی شناخته میشود و بخش مهمی از فعالیتش به معرفی داستان کوتاه و ادبیات داستانی جهان به فارسی اختصاص داشت. یکی از ویژگیهای مهمش این بود که به ساختار داستان، لحن و شخصیتپردازی خیلی توجه داشت. ترجمه برای او فقط جابهجا کردن جملهها نبود؛ مهم بود که داستان در فارسی هم همان کشش و تأثیر را داشته باشد. از نویسندگانی که آثارشان را ترجمه کرده میتوان به آنتون چخوف، ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، گابریل گارسیا مارکز و ایتالو کالوینو اشاره کرد.
حس ترجمههایش چطوره؟ اگر بخواهم در چند کلمه بگویم: روان، داستانمحور، دقیق و جدی.
گلشیری معمولاً آنقدر دنبال زیبا کردن جمله نیست که خود داستان و لحن نویسنده قربانی شود. به همین دلیل ترجمههایش برای خوانندهای که میخواهد روی خودِ داستان و تکنیک نویسنده تمرکز کند، جذاباند. در داستان کوتاه این ویژگی خیلی مهم است؛ چون یک کلمه یا تغییر کوچک در لحن میتواند کل فضای داستان را عوض کند
از کجا شروع کنم
- ۱.برای شناختن گلشیری، پیشنهاد من اینه که به جای یک رمان خیلی طولانی، اول سراغ مجموعههای داستان کوتاه ترجمهشدهاش بروی.
- ۲.چون یکی از مهمترین میراث او همین علاقه و فعالیت گسترده در حوزه داستان کوتاه جهان بود.
به درد چه کسی میخورد
- اگر داستان کوتاه دوست داری، خیلی به کارت میآید.
- اگر به تکنیک داستاننویسی و لحن نویسنده علاقه داری.
- اگر میخواهی با داستاننویسان مهم جهان آشنا شوی.
- اگر ترجمهای میخواهی که بیشتر به خود داستان و ساختار آن وفادار باشد تا اینکه بیش از حد شاعرانه شود.
نوشتهیمهدا