ترجمههایش تمیز، روان و کمادعا هستند؛ نثر فارسی را طبیعی نگه میدارد و اجازه میدهد لحن و زندگیِ خودِ داستان جلو بیاید، نه اینکه مترجم خودش را به رخ بکشد.
بخش مهمی از کارنامهاش روی ادبیات آمریکای شمالی و بهخصوص داستان کوتاه متمرکز است. در کارنامهاش لاهیری، موراکامی، کازوئو ایشیگورو، سام شپرد، ریچارد فورد و نویسندگان دیگری دیده میشوند. زبانش معمولاً ساده، دقیق و طبیعی است؛ نه دنبال فارسی خیلی فاخر میرود و نه متن را بیش از حد محاورهای میکند. این ویژگی در داستان کوتاه اهمیت زیادی دارد، چون یک ترجمهی شلوغ میتواند لحن ظریف داستان را خراب کند. به متن نزدیک است یا به فارسی؟ به نظرم نقطه قوتش وفاداریِ بدون تحتاللفظی شدن است؛ یعنی مفهوم و لحن را نگه میدارد، اما جمله را طوری میسازد که انگار از ابتدا فارسی نوشته شده. سابقهی او در داستان کوتاه هم با این شیوه کاملاً جور درمیآید. پانویس و مقدمه چطور؟ حقیقت معمولاً مترجمِ توضیحمحور نیست؛ یعنی قرار نیست با مقدمه و پانویسهای طولانی خواننده را از خود داستان بیرون بکشد. اگر کتابی از او بخوانی، بهتر است انتظار اصلیات را از خود ترجمه و انتخاب لحن داشته باشی.
از کجا شروع کنم
- ۱.مترجم دردها(جومپا لاهیری): اول این را بخوان؛ شروع کار حرفهای حقیقت است و داستان کوتاه، یکی از مهمترین حوزههای کاری اوست.
- ۲.خاک غریب(جومپا لاهیری): اگر «مترجم دردها» را دوست داشتی، انتخاب بعدی خیلی خوبی است؛ چند داستان درباره مهاجرت، خانواده و فاصلههای عاطفی.
- ۳.گودی(جومپا لاهیری): اگر رمان میخواهی؛ نثر آرامتر و گستردهتری دارد و برای دیدن ترجمهی حقیقت در قالب رمان مناسب است.
- ۴.کلارا و خورشید(کازوئو ایشیگورو): اگر داستان فلسفیتر و آیندهنگر میخواهی؛ برای شناخت حقیقت خوب است، ولی برای شروع کارش انتخاب اول من نیست.
- ۵.بندها(دومنیکو استارنونه): اگر دنبال رابطه و روانشناسی خانواده هستی؛ ترجمهی حقیقت از این کتاب در نشر چشمه منتشر شده است.
- ۶.خوبی خدا: اگر میخواهی سلیقهی خود حقیقت در انتخاب داستان کوتاه را هم ببینی؛ مجموعهای از داستانهای نویسندگان مختلف است که او انتخاب و ترجمه کرده.
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که ترجمهی روان و بیتکلف میخواهد و دوست دارد مترجم بین او و نویسنده قرار نگیرد؛ مخصوصاً اگر به داستان کوتاه و ادبیات معاصر آمریکای شمالی علاقه داشته باشی.
نوشتهینسترن