ترجمههایش معمولاً روان،طبیعی و داستانگو هستند و بیشتر حواسشان به این است که فارسیِ متن زنده و خواندنی باشد،بدون اینکه لحن و فضای داستان قربانیِ فارسیسازی شود
چه چیزهایی ترجمه میکند؟ از آثار داستانی بزرگسال تا ادبیات نوجوان. زبانش چطور است؟ بیشتر روان و امروزی است؛ جملهها معمولاً قرار نیست سنگین یا ادیبانه به نظر برسند. برای رمانهایی که چند شخصیت و چند لحن دارند، این ویژگی کمک میکند روایت راحت جلو برود. به متن نزدیک است یا به فارسی؟ به نظرم رویکردش بیشتر تعادل بین وفاداری و فارسی طبیعی است؛ یعنی قرار نیست ساختار زبان مبدأ را به زور حفظ کند. در عین حال، فارسیسازی افراطی هم هدف اصلی نیست. در «برخورد تمدنها...» این موضوع مهم است، چون داستان به صداها و نگاههای متفاوت شخصیتها وابسته است. پانویس و مقدمه چطور؟ ویژگی اصلی ترجمههایش پانویس و مقدمهی پژوهشی مفصل نیست؛ بیشتر ارزش کار او را باید در خودِ ترجمه و نحوهی انتقال روایت و لحن سنجید.
از کجا شروع کنم
- ۱.برخورد تمدنها سر آسانسوری در پیاتزا ویتوریو: نمونهای از ترجمهی بزرگسال اوست و هم چندصدایی و طنز اثر فرصت خوبی برای سنجیدن توانایی مترجم میدهد.
- ۲.زاده در قفس: جدیتر و اجتماعیتر؛ اگر از ترجمهی او در رمان قبلی راضی بودی، میتواند انتخاب بعدی باشد.
- ۳.تلختر از شیرین: تلخ و اجتماعی؛ بیشتر برای وقتی که داستانهای واقعگرایانه با موضوعات سخت دوست داشته باشی.
- ۴.تاول: قصهگو و روانتر؛ بیشتر برای تجربهی وجه نوجوان ترجمههای او مناسب است.
به درد چه کسی میخورد
آری، اگر ترجمهی روان و طبیعی میخواهی، مخصوصاً برای رمانهایی که شخصیتهای متعدد و روایت داستانی پررنگ دارند.
نوشتهینسترن