جدی، ادبی، دقیق و وفادارند؛ نثری دارند که بیشتر «ادبیات» را به رخ میکشد تا اینکه صرفاً متن را روان و راحت تحویل خواننده بدهد.
چه چیزهایی ترجمه میکند، زبانش چطور است؟ بیشتر با ترجمهی ادبیات انگلیسیزبان شناخته میشود، بهخصوص آثار نویسندگان بزرگی مثل ویلیام فاکنر، جیمز جویس و ویلیام گلدینگ. زبانش: فاخر، ادبی، گاهی سنگین و بسیار حسابشده. جملهها ممکن است در نگاه اول کمی دشوار باشند، اما این دشواری همیشه از ترجمه نیست؛ گاهی به خاطر پیچیدگی خودِ نویسنده است. به متن نزدیک است یا به فارسی؟ به نظرم نقطهی قوتش وفاداری جدی به ساختار و لحن نویسنده است. در عین حال تلاش میکند متن را در قالب یک فارسی ادبی قابلاعتنا بازسازی کند؛ بنابراین ترجمههایش معمولاً برای خواندن سریع ساخته نشدهاند. پانویس و مقدمه؟ اینجا خیلی به درد میخورند. مخصوصاً در آثار پیچیدهای مثل فاکنر و جویس، توضیحات مترجم میتوانند به فهم ارجاعات و لایههای متن کمک کنند.
از کجا شروع کنم
- ۱.خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر): انتخاب اصلی؛ اگر ادبیات جدی و پیچیده دوست داری.
- ۲.گوربهگور (ویلیام فاکنر): برای ورود به دنیای فاکنر انتخاب بسیار خوبی است.
- ۳.خوشههای خشم (جان اشتاینبک): اگر رمان اجتماعی و انسانی میخواهی؛ البته برای شروع حسینی، فاکنر انتخاب شاخصتری است.
- ۴.سالار مگسها (ویلیام گلدینگ): کوتاهتر و خوشخوانتر؛ گزینهی خوبی برای آشنایی با نثر او.
- ۵.اولیس (جیمز جویس): برای شروع اصلاً پیشنهاد نمیکنم؛ خود اثر بسیار دشوار است و خواندنش نیاز به حوصله و آمادگی دارد.
به درد چه کسی میخورد
صالح حسینی را به کسی پیشنهاد میکنم که برایش کیفیت ادبی، دقت و حفظ لحن نویسنده مهمتر از راحتخوان بودن است. به کسی که تازه میخواهد کتابخوانی را شروع کند یا نثر خیلی روان و امروزی میخواهد، نه؛ احتمالاً ترجمهی سادهتر برایش لذتبخشتر است.
نوشتهینسترن