ترجمههایش دقیق، روان و بیتکلفاند و بیشتر از هر چیز اجازه میدهند لحن و شخصیتِ نویسندهی اصلی در فارسی خودش را نشان بدهد.
شناختهشدهترین کارهایش ترجمهی آثار هاینریش بُل است؛ از جمله «عقاید یک دلقک» و «نان سالهای جوانی». به متن اصلی نزدیک است یا به فارسی؟ نقطهی قوتی که بیشتر در کار او میشود دنبال کرد، تعادل بین وفاداری و روانی فارسی است. یعنی ترجمه قرار نیست آنقدر تحتاللفظی باشد که فارسی مصنوعی شود، اما در عین حال مترجم هم متن را بیش از حد «ایرانیسازی» نمیکند. برای آثار هاینریش بُل این ویژگی اهمیت زیادی دارد؛ چون طنز، تلخی و نگاه اجتماعی بُل اگر در ترجمه بیش از حد ادبی یا پرزرقوبرق شود، بخشی از قدرتش را از دست میدهد. پانویس و مقدمه چطور؟ اگر بخواهم او را برای خرید کتاب ارزیابی کنم، امتیاز اصلی را به خود ترجمه میدهم، نه مقدمه و پانویس. در کارهای پژوهشی و ایرانشناسی طبیعتاً توضیحات و کتابنامه اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ اما در رمانهایش قرار نیست حجم زیادی از توضیحات مترجم مزاحم خواندن داستان شود.
از کجا شروع کنم
- ۱.عقاید یک دلقک(هاینریش بُل): اول این را بخوان؛ شناختهشدهترین ترجمهی اوست و هم برای شناخت بُل عالی است، هم برای دیدن جنس نثر فارسی اسماعیلزاده قندهاری.
- ۲.نان سالهای جوانی(هاینریش بُل): بعدی؛ کوتاهتر و جمعوجورتر است و برای ادامهی بُلخوانی با ترجمهی او انتخاب خوبی است. این ترجمه نیز بارها تجدید چاپ شده است.
- ۳.موسیقی و عرفان: سنت شیعی اهل حق(ژان دورینگ): اگر کار پژوهشی و ایرانشناسی میخواهی؛ اما برای شناخت مترجم، انتخاب اول نیست چون متن تخصصی است و ترجمه هم مشترک است.
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخورد که ترجمهی روان اما جدی میخواهد و دوست ندارد مترجم با نثر خودش روی نویسنده سایه بیندازد؛ بهخصوص اگر به ادبیات آلمانی و رمانهای اجتماعی و واقعگرایانه علاقه داشته باشی.
نوشتهینسترن