محمد قاضی واقعاً از آن مترجمهاییست که اسمش بهتنهایی میتواند آدم را به سمت یک کتاب بکشاند.
محمد قاضی از آن مترجمهاییست که فقط مترجم نیست؛ بخشی از خاطرهی کتابخوانی است. ترجمههایش آنقدر روان، زنده و خوشخواناند که گاهی فراموش میکنی داری یک اثر ترجمهشده میخوانی. او با ترجمهی آثار مهمی از ادبیات جهان، از دن کیشوت و شازده کوچولو گرفته تا آثار نویسندگانی مثل داستایفسکی، پوشکین و آندره موروا، نقش مهمی در آشنا کردن چند نسل از خوانندههای ایرانی با ادبیات جهان داشت. چیزی که من در ترجمههای محمد قاضی بیشتر از همه دوست دارم، زبان گرم و قصهگو و لحن صمیمی اوست؛ ترجمههایی که فقط معنی کلمات را منتقل نمیکنند، بلکه انگار روح داستان را هم با خودشان میآورند. شاید برای همین باشد که بعضی کتابها را وقتی با ترجمهی قاضی میخوانم، حس میکنم کتاب از اول به فارسی نوشته شده است.
از کجا شروع کنم
- ۱.اگر بخوام فقط یک اثر پیشنهاد بدم، انتخابم دن کیشوت با ترجمهی محمد قاضی است؛ هم یکی از مهمترین ترجمههای اوست و هم فرصت خوبی میدهد با زبان و لحن خاص قاضی آشنا شوی.
- ۲.اگر دنبال کتابی کوتاهتر و راحتتر هستی، «شازده کوچولو» انتخاب خوبی است.
- ۳.بعد از آن میتوانی سراغ زوربای یونانی و سپس آثار حجیمتر مثل ژان کریستف بروی
- ۴.البته ک هر کتابی ترجمه اقای قاضی باشه ارزش خوندن رو داره
به درد چه کسی میخورد
ترجمههای محمد قاضی به درد کسی میخوره که ادبیات کلاسیک و ماندگار جهان رو دوست داره و براش زبان و لحن ترجمه مهمه؛ مخصوصاً اگر از نثر روان، قصهگو و صمیمی لذت میبره و دوست داره کتابی رو بخونه که ترجمهاش خودش بخشی از لذت خواندن باشه.
نوشتهیمهدا