معمولاً سراغ ادبیات معاصرِ متفاوت، عجیب، تلخ و گاهی هجوآمیز میرود و آن را به فارسیای زنده و خواندنی منتقل میکند.
چه چیزهایی ترجمه میکند؟ کارنامهاش بیشتر در ادبیات انگلیسیزبان معاصر است؛ از چارلز بوکوفسکی، جان کندی تول و استیو تولتز گرفته تا فیلیپ راث، پاتریک مککیب، فلن اوبراین و چاک پالانیک. چه لحنی دارد؟ اینجا نقطه قوت اصلی خاکسار است. ترجمههایش معمولاً خشک و دانشگاهی نیستند؛ فارسیشان طبیعی، محاورهای و زنده است و مخصوصاً در طنز، هجو و دیالوگها خوب جواب میدهد. خودش هم در گفتوگویی درباره انتخاب آثار گفته که به نویسندههای پیچیدهنویس چندان علاقه ندارد و بیشتر جذب آثاری میشود که در آنها نوعی جنون و زندگی وجود دارد. خواندن ترجمههایش سخت است یا روان؟ عموماً روان. چه چیزی از او با تو میماند؟ جرئت انتخاب کتابهای غیرمعمول. خاکسار فقط سراغ اسمهای خیلی مشهور نرفته؛ بخشی از شهرتش هم به این برمیگردد که نویسندهها و آثاری را انتخاب کرده که در زمان ترجمه برای خوانندهی ایرانی چندان شناختهشده نبودند.
از کجا شروع کنم
- ۱.عامهپسند (بوکوفسکی)
- ۲.چون قبلاً درباره بوکوفسکی حرف زدیم و میخواهی با خودِ سبک خاکسار هم آشنا شوی؛ شروع خیلی خوبی است.
- ۳.جزء از کل (استیو تولتز)
- ۴.اگر میخواهی ببینی خاکسار در یک رمان بلند، طنزآمیز و در عین حال عمیق چهکار میکند.
- ۵.اتحادیه ابلهان (جان کندی تول)
- ۶.طنز سیاهتر و شخصیتمحورتر؛ از معروفترین کارهای خاکسار.
- ۷.سفر به انتهای شب (سلین)
- ۸.سنگینتر و تلختر؛ برای وقتی که بیشتر با ادبیات خاکسار آشنا شدی.
- ۹.باشگاه مشتزنی (چاک پالانیک)
- ۱۰.کوتاهتر، تندتر و خشنتر؛ اگر فضای متفاوت میخواهی.
به درد چه کسی میخورد
آری اگر: طنز سیاه، پوچی، تنهایی، آدمهای عجیب، ادبیات معاصر و نثر بیتکلف دوست داری.
نوشتهینسترن