«همینگوی» از آن نویسندههاییست که با کمترین کلمات، عمیقترین زخمها و احساسات انسانی را روایت میکند.
ارنست همینگوی از آن نویسندههاییست که با زبانی ساده و کمحرف، از چیزهای بزرگی مثل عشق، تنهایی، شکست، شجاعت و معنای زندگی مینویسد. نثرش بیپیرایه و مستقیم است، اما پشت همین سادگی، احساسات و لایههای عمیقی پنهان شده؛ طوری که گاهی یک جملهی کوتاه او بیشتر از چند صفحه حرف برای گفتن دارد. همینگوی در داستانهایش معمولاً آدمهایی را نشان میدهد که با وجود شکستها و زخمهای زندگی، سعی میکنند وقار و امیدشان را حفظ کنند. شاید همین نگاه باعث شده آثارش، با وجود گذشت سالها، هنوز برای خوانندهی امروزی قابل لمس باشند. از معروفترین آثارش میتوان به پیرمرد و دریا، وداع با اسلحه اشاره کرد. اگر بخواهم برای شروع فقط یک کتاب پیشنهاد بدهم، «پیرمرد و دریا» انتخاب خیلی خوبیست؛ کوتاه، روان و در عین سادگی، عمیق.
از کجا شروع کنم
- ۱.پیرمرد و دریا — اول این را بخوان
- ۲.داستان پیرمرد ماهیگیریست که بعد از مدتها ناکامی، برای صید یک ماهی بزرگ راهی دریا میشود و با تمام توانش برای به دست آوردنش میجنگد. داستانی کوتاه و ساده، اما پر از حرف دربارهی مقاومت، شکست، امید و حفظ غرور در برابر زندگی.
- ۳.حالوهوایش: آرام، نمادین و تأملبرانگیز.
- ۴.وداع با اسلحه — بعد از آن
- ۵.رمانی عاشقانه و جنگی دربارهی سربازی آمریکایی در جنگ جهانی اول که در میانهی خشونت و آشوب جنگ، عاشق یک پرستار میشود. همینگوی در کنار داستان عشق، از جنگ، ترس، فقدان و تلاش انسان برای پیدا کردن آرامش میگوید.
- ۶.حالوهوایش: جدیتر، تلختر و احساسیتر و البته مفصلتر از «پیرمرد و دریا».
به درد چه کسی میخورد
آثار همینگوی بیشتر به درد کسی میخورد که نثر ساده و اما عمیق را دوست دارد؛ کسی که از داستانهایی دربارهی عشق، تنهایی، شکست، جنگ، شجاعت و تلاش آدمها برای حفظ خودشان در برابر سختیهای زندگی لذت میبرد. اگر دنبال کتابی هستی که بدون زیادهگویی احساسات عمیقی منتقل کنند و بعد از خواندنشان ذهن درگیرمیکن
نوشتهیمهدا