عشق را نه لطیف و آرام، بلکه نیرویی وحشی، وسواسگونه و ویرانگر میبیند که میتواند آدمها را هم به هم پیوند بدهد و هم نابودشان کند.
چه مینویسد؟ عشق، انتقام، طبقهی اجتماعی، خانواده، مرگ، طبیعت و روابط انسانیِ شدید و پیچیده. لحنش؟ تاریک، خشن، شاعرانه و گوتیک؛ فضای طبیعت و خانههای سرد و بادگیر، بخش مهمی از حس داستان است. سخت است یا روان؟ خود داستان قابلفهم است، اما روایت چندلایه و شخصیتهای پیچیده باعث میشود نیاز به توجه داشته باشد. چه چیزی از او میماند؟ این فکر که بعضی عشقها الزاماً نجاتبخش نیستند؛ گاهی عشق میتواند به شکل نفرت، مالکیت و انتقام خودش را نشان بدهد.
از کجا شروع کنم
- ۱.بلندیهای بادگیر: انتخاب قطعی؛ تنها رمان اوست و کاملترین تصویر از جهان تاریک، عاشقانه و وحشی برونته را میدهد.
- ۲.اشعار امیلی برونته: اگر بعد از رمان به زبان شاعرانه و درونی او علاقهمند شدی؛ برای شروع مناسب نیست چون تجربهی ادبی متفاوتی میخواهد.
به درد چه کسی میخورد
آری، اگر: عاشق داستانهای تاریک، عاشقانه و روانشناختی هستی. شخصیتهای خاکستری و روابط سمی و پیچیده برایت جذاباند. از رمانهایی خوشت میآید که احساساتشان شدید و گاهی افراطی است. فضای گوتیک، طبیعت خشن و داستانهای قدیمی را دوست داری.
نوشتهینسترن