تریسی سخنرانِ موفقیت است و کتابهایش همان سخنرانیها روی کاغذند: فهرستی، عملی، و بی هیچ ادعای عمق.
«قورباغهات را قورت بده» نمونهی کاملِ کارِ برایان تریسی است: بیستویک قاعدهی کوتاه برای غلبه بر تعلل، هر یک در چند صفحه، با یک تصویرِ یادماندنی (سختترین کارِ روز را اول انجام بده، قورباغه را قورت بده) و تمام. عمق ندارد و ادعای عمق هم نمیکند؛ کتابی است که در یک ساعت خوانده میشود و یک ساعت بعد میشود یکی از قاعدههایش را اجرا کرد.
تریسی از فروشندگی آمده و این در همهی کتابهایش پیداست: «روانشناسی فروش» و «قدرت بیان» و «هدف» همه یک لحن دارند؛ مثبت، قاطع، فهرستوار، با داستانهای موفقیت که همه یک شکلاند. خوانندهای که یکی از کتابهایش را خوانده، بقیه را هم خوانده. این نقد است و در همان حال، برای مخاطبِ او، امتیاز: میداند چه میگیرد.
ترجمههای فارسیِ کتابهایش فراواناند و کیفیتشان از عالی تا بد؛ برای کتابهای اینقدر ساده، ترجمهی روان تنها چیزی است که مهم است.
از کجا شروع کنم
- ۱.«قورباغهات را قورت بده»: کتابِ اصلی؛ اگر برایت کار کرد، بقیه هماناند با موضوعِ دیگر.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که یک فهرستِ عملی برای تعلل یا مدیریتِ زمان میخواهد و از لحنِ سمینارِ موفقیت بدش نمیآید. اگر از این ژانر زدهای، تریسی نمونهی تمامعیارِ همان ژانر است.
نوشتهیابریشمک