اگر با جهانش ارتباط بگیری، احتمالاً فقط داستانهایش یادت نمیمانند؛ لحنش میماند. همان صدای خسته و عصبانیای که وسط بدبختی هم هنوز میتواند به زندگی بخندد.
از تنهایی، فقر، الکل، رابطههای آشفته، کارهای مزخرف، رابطهی جنسی، شکست، نویسندگی و آدمهای حاشیهای جامعه؛ اما پشت این همه بیپروایی، یک جور میل شدید به زندهماندن و پیدا کردن معنا وجود دارد. چه لحنی دارد؟ تلخ، بیپرده، خشن، رک، طعنهآمیز و گاهی بهشدت شاعرانه. عمداً زشت و کثیف مینویسد؛ قرار نیست زندگی را زیباتر از چیزی که هست نشان بدهد. خواندنش سخت است یا روان؟ از نظر زبان خیلی روان و راحت است؛ جملهها معمولاً سادهاند و ریتم نوشتهها سریع است. اما از نظر محتوایی ممکن است برای بعضیها سنگین یا آزاردهنده باشد، چون تعارف ندارد. چه چیزی از او با من میماند؟ این حس که آدم میتواند شکستخورده، عجیب، تنها و حتی بههمریخته باشد و باز هم چیزی برای گفتن و چیزی برای دوستداشتن داشته باشد. بوکوفسکی بیشتر از اینکه به تو امید بدهد، میگوید: «زندگی همین است؛ حالا با همین چیزی که داری، چه میکنی؟»
از کجا شروع کنم
- ۱.عامهپسند: بهترین شروع اگر میخواهی با وجه داستانی و طنز سیاه بوکوفسکی آشنا شوی؛ یک رمان عجیب، هذیانی و سرگرمکننده.
- ۲.زنان: اگر میخواهی بوکوفسکیِ بیپرده و جنجالی را ببینی؛ دربارهی روابط جنسی و عاطفی و زندگی آشفتهی هنری چیناسکی.
- ۳.هالیوود: اگر از «عامهپسند» خوشت آمد، این یکی نگاه طنزآمیزش به سینما و دنیای فیلمسازی را نشان میدهد.
- ۴.نانِ خود را به دست آور: اگر میخواهی با هنری چیناسکی و زندگی بوکوفسکی از جوانی و فقر و کارهای طاقتفرسا همراه شوی، شروع خیلی خوبی است.
- ۵.ساندویچ ژامبون: نسخهی کودکی و نوجوانی چیناسکی؛ تلختر و شخصیتر و مناسب وقتی است که بخواهی بفهمی این آدم چطور شکل گرفت.
- ۶.عشق سگی: اگر شعرهایش را میخواهی، اینجا با بوکوفسکیِ شاعر، شخصی و عریانتر روبهرو میشوی.
- ۷.یادداشتهای یک پیرمرد کثیف: مجموعهای از نوشتههای کوتاه و تند؛ برای کسی که میخواهد بوکوفسکی را بدون تعهد به یک رمان طولانی امتحان کند.
به درد چه کسی میخورد
آری، اگر: از ادبیات صریح و بیپرده خوشت میآید؛ شخصیتهای شکستخورده و ضدقهرمان برایت جذاباند؛ از طنز سیاه لذت میبری؛ دوست داری نویسندهای بخوانی که سعی نمیکند زندگی را قشنگ جلوه دهد؛ با ادبیات کثیف، جنسی و گاهی خشن مشکلی نداری.
نوشتهینسترن