داستانِ کارآگاهیِ بازنده و الکلیای هست که در جستوجوی آدمها و رازهای عجیب، در واقع با پوچی، تنهایی و بیمعنایی زندگی خودش روبهرو میشود.
کاری میکند که وسط یک داستان کارآگاهیِ عجیبوغریب، کمکم حس کنی داری در ذهن یک آدم خسته، بدبین و بیحوصله قدم میزنی؛ حالوهوایش تلخ، کثیف، پوچ و در عین حال بهشکل عجیبی بامزه است، و چیزی که از آن میماند بیشتر از خودِ معما، حسِ تنهایی و بیمعنایی آدمهایی است که با شوخی و بیتفاوتی سعی میکنند زندگی را تحمل کنند. داستان از زبان اول شخص و افکار و کارهایی است،که کارآگاه خصوصی برای دیگران انجام میدهد در طول کتاب تعداد شخصیتهای داستان اضافه میشود و هر کدام موضوع مختلف خودش را دارد
سرفصلها
- فصلهای آغازین: کارآگاه پیر و خستهای را میبینیم که بیشتر از حل پروندهها، درگیر بیپولی، مشروب و بیحوصلگی است.
- پروندهی زن سرخپوش: یک مشتری از او میخواهد زنی به نام «سلین» را پیدا کند؛ زنی که شاید اصلاً وجود نداشته باشد.
- پروندهی نویسنده: پروندهای عجیب دربارهی نویسندهای مشهور شکل میگیرد و مرز میان واقعیت و خیال کمکم محو میشود.
- پروندهی همسر: ماجرای یک مرد شکاک، خیانت و آدمهایی که هرکدام چیزی برای پنهانکردن دارند، وارد داستان میشود.
- پروندهی بیگانه: کارآگاه با موجودی مرموز روبهرو میشود و داستان بیشازپیش از یک رمان پلیسی معمولی فاصله میگیرد.
- تعقیب و جستوجو: او در لسآنجلس پرسه میزند و میان آدمهای عجیب، کافهها، خیابانها و موقعیتهای absurd دنبال سرنخ میگردد.
- سلین: جستوجوی زن مرموز به چیزی فراتر از یک پرونده تبدیل میشود و خودِ کارآگاه هم به آنچه واقعیت مینامیم شک میکند.
- آدمها و پروندهها: بوکوفسکی با طنز سیاه، پوچی زندگی، پیری و تنهایی را از پشت ماجرای یک کارآگاه نشان میدهد.
- پایان: همهچیز به شکلی عجیب و غیرمنتظره به هم میرسد و مشخص میشود قرار نبوده با یک داستان پلیسی معمولی طرف باشیم.
به درد چه کسی میخورد
به کسی که طنز سیاه، شخصیتهای عجیب، فضای کثیف و بیپرده، پوچی و داستانهای عمداً نامتعارف را دوست دارد و از یک رمان خیلی جدی و منظم انتظار ندارد.