لوئیس با «نارنیا» کمدِ لباسی ساخت که هر بچهای یک بار درش را باز کرده، و زیرِ فانتزی، الهیاتی که بزرگسالها تازه میبینند.
«سرگذشت نارنیا» هفت کتابِ کوتاه است و همانقدر که برای بچهها ساده و پرماجراست، برای بزرگسال لایهدار است: لوئیس الهیدانِ مسیحی بود و اصلان، شیرِ نارنیا، تمثیلِ روشنی است که بچهها نمیبینند و لازم هم نیست ببینند. برای همین هم این کتابها دو بار خوانده میشوند؛ یک بار در کودکی برای ماجرا، یک بار در بزرگسالی برای معنا.
نثرش گرم و شوخ و پدرانه است؛ راوی گاهی مستقیم با بچه حرف میزند و همین لحن است که سری را از فانتزیهای جدیترِ بعدی جدا میکند. کتابها کوتاهاند (هر یک در دو سه شب) و ترتیبِ خواندنشان بحثِ همیشگی است: ترتیبِ انتشار با «شیر، جادوگر و کمد» شروع میشود و بیشترِ خوانندههای قدیمی همان را توصیه میکنند.
کتابهای بزرگسالانهی لوئیس دنیای دیگریاند: «نامههای اسکروتیپ» (نامههای شیطانی به شیطانِ کارآموز؛ هجوِ درخشان)، «مسیحیت ناب»، و «مشکل درد». برای کسی که نارنیا را دوست داشته و میخواهد بداند ذهنِ پشتِ آن چطور کار میکرد، «اسکروتیپ» بهترین پل است. ترجمههای فارسیِ نارنیا چند تا هستند، با نامهای متفاوت برای شخصیتها؛ برای بچه یکی را انتخاب کن و تا آخر با همان بمان.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «شیر، جادوگر و کمد»؛ و بعد به ترتیبِ انتشار.
- ۲.بعد، برای بزرگسال: «نامههای اسکروتیپ»، کوتاه و هجوآمیز؛ لوئیسِ دیگر.
به درد چه کسی میخورد
برای بچههای هشت سال به بالا و برای بزرگسالی که فانتزیِ تمثیلی را دوست دارد. اگر با زیرمتنِ مذهبی مشکل داری، بچهها آن را نمیبینند، ولی تو خواهی دید.
نوشتهیابری