ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «ماجراهای نارنیا: اسب و پسرک او» نوشتهی کلایو استیپلز لوئیس، نشر قدیانی، ۲۸۰ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
"ارشیش" مرد ماهیگیری است که با پسرش، شستا، زندگی و با او بسیار بدرفتاری میکند. او میخواهد پسرش را به یکی از سربازان جنگی، که به آنها ترکان میگفتند، بفروشد. اما شستا به طور پنهانی صحبتهای آنها را میشنود و با اسب ترکان، که اسبی سخنگو و اهل سرزمین نارینا است، به سوی آن سرزمین میگریزد. در بین راه با شاهزاده "آراویس" آشنا میشود که او نیز اسبی سخنگو دارد و از دست پدرش، که میخواهد او را وادار به ازدواج با وزیر اعظم شاه سرزمین جنوب کند فرار کرده است. آن دو سفرشان را با یکدیگر ادامه میدهند. طی اتفاقاتی آراویس درمییابد عدهای علیه شاه سرزمین نارینا دسیسهچینی کردهاند. بنابراین آراویس و شستا تصمیم میگیرند که جلوی این دسیسه را گرفته و به شاه خبر دهند.
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.