داستان زنی که میان زندگیهای ممکنِ خودش قدم میزند تا بفهمد کدام زندگی واقعاً ارزش زیستن دارد. اگر، اگرهارو تبدیل به یک داستان واقعی کرده که قابل لمس است.
این کتاب دربارهی حسرتها، انتخابها و «اگر»هایی است که گاهی آنقدر در ذهنمان تکرار میشوند که فکر میکنیم اگر فقط یک تصمیم را جور دیگری میگرفتیم، همهچیز بهتر میشد. داستان زنی که میان زندگیهای مختلفی که میتوانست داشته باشد سفر میکند تا بفهمد کدام زندگی واقعاً ارزش زندگی کردن دارد. فضای کتاب آرام، خیالانگیز و کمی تلخ است و خواندنش روان پیش میرود. چیزی که برای من از آن ماند، این بود که هیچکس نمیتواند تمام مسیرهای ممکن زندگیاش را تجربه کند؛ اما میتواند همین زندگیای را که دارد زندگی کند و قدرش را بداند.
اگر مدتی است با خودت فکر میکنی «کاش…»، و اگه میتونستی تمام انتخاب های گذشته ات رو دوباره امتحان کنی، آیا واقعا زندگی بهتری داشتی ؟؟؟؟ این کتاب دقیقا برای تو باشد . مسیری که فکر میکنی اگر انتخابش میکردی زندگی بهتری داشتی که وقتی فرصت زیستن آن مسیررا به تو میدهند متوجه تصور اشتباه خود میشوی. حسرت هایی که بعد از تجربه آنها دیگر حسرت نیستند و گاهی حتی خوشحالی که آنها را تجربه نکردی. درونمایههای اصلیاش هم پشیمانی، انتخاب، فرصت دوباره، خودشناسی و پیدا کردن ارزش زندگی هستند.
سرفصلها
- کتابخانه نیمهشب — جایی میان زندگی و مرگ، کتابخانهای ظاهر میشود که هر کتاب میتواند یک زندگی متفاوت را نشان بدهد.
- نورای ناامید — نورا در نقطهای از زندگیاش احساس میکند انتخابهایش او را به جایی که میخواسته نرساندهاند.
- کتابدار — خانم اِلم، نورا را با کتابخانه و امکان تجربهکردن زندگیهای دیگر آشنا میکند.
- زندگیهای ممکن — نورا قدم به نسخههایی از زندگی خودش میگذارد که با انتخابهای متفاوت شکل گرفتهاند.
- زندگیِ ورزشکار — او میبیند یک انتخاب قدیمی چگونه میتوانست مسیر زندگیاش را کاملاً عوض کند.
- زندگیِ موفق — شهرت و موفقیت ظاهری، الزاماً همان خوشبختیای نیست که نورا تصور میکرد.
- زندگیِ عشق و خانواده — او با امکانهای دیگری برای رابطه، خانه و آینده روبهرو میشود.
- زندگیهای کوچک — نورا کمکم میفهمد ارزش یک زندگی فقط به دستاوردهای بزرگش نیست.
- سرگردانی میان انتخابها — هرچه بیشتر زندگیهای دیگر را میبیند، سؤال اصلی برایش پیچیدهتر میشود: «کدام زندگی واقعاً زندگی من است؟»
- فهمیدنِ حسرت — نورا متوجه میشود بسیاری از حسرتهایش بر پایهی تصوراتی ساخته شدهاند که شاید واقعیت نداشته باشند.
- بازگشت به خود — او بهجای جستوجوی یک زندگی بینقص، شروع میکند به دیدن ارزش همین زندگی.
- انتخاب — کتاب از «اگر طور دیگری انتخاب میکردم...» عبور میکند و به امکان دوباره انتخابکردن میرسد.
به درد چه کسی میخورد
اگر رمانهای روان، احساسی و تأملبرانگیز دوست داری و تا حالا با خودت گفتهای «کاش جور دیگری انتخاب میکردم»، آره، بخوانش. اگر دنبال یک داستان خیلی پرحادثه و سریع هستی، شاید انتخاب اولت نباشد.