ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی مت هیگ
«کتابخانه نیمهشب» روی قفسهی ۸۷ خوانندهی ابریشمک با ۱۰ ترجمه هست. پرخوانندهترین، ترجمهی محمدصالح نورانیزاده (کتاب کوله پشتی) است با ۵۷ خواننده و میانگینِ ۹٫۰ از ۱۰ (۷ امتیاز). ۴۱ نفر از ۵۷ خوانندهی این ترجمه تمامش کردند.
۵۷ خواننده، ۴۱ نفر تمامش کردند، میانگینِ ۷ نفر: ۹٫۰ از ۱۰
۵ از ۵ نفر ترجمه را پسندیدند، ۴ از ۴ نفر چاپش را پسندیدند
۲۱ خواننده، ۱۵ نفر تمامش کردند، میانگینِ ۳ نفر: ۸٫۷ از ۱۰
۲ خواننده، ۲ نفر تمامش کردند
ترتیب از پرخوانندهترین است، نه از «بهترین»؛ ابریشمک هیچ نسخهای را توصیه نمیکند و چیزی هم نمیفروشد. اینها فقط شمارشِ قفسهی خوانندههاست.
این جملهها را خوانندهها از روی نسخهی خودشان برداشتهاند. بخوان؛ کدام ترجمه به گوشِ تو روانتر و گیراتر است؟
«هر زندگی میلیون ها تصمیم رو شامل میشه.بعضی از این تصمیم ها بزرگ هستن و بعضی کوچیک.اما هربار که تصمیمی گرفته میشه،نتیجه تغییر میکنه.تغییری جبران ناپذیر که به نوبه ی خودش موجب تغییرات دیگه ای میشه...»
«هرگز همراهی ندیدم که بهاندازهٔ تنهایی بتواند با انسان همراه شود»
هیچکدام از عددهای بالا را ناشر نداده و فروشگاهی نگفته — هر کدام شمارشِ قفسهی خوانندههاست. نسخهی خودت که روی قفسه بنشیند، این فهرست برای نفرِ بعدی که همین را میپرسد یک ردیف دقیقتر میشود.
وارد شو و نسخهات را روی قفسه بگذاراول ببین خوانندهها دربارهی این کتاب چه گفتهاند۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
«زندگی از طرف دیگر ناامیدی آغاز میشود»
«چیزهایی که خیلی ساده و معمولی به نظر میان ممکنه در نهایت همون چیزی باشن که تورو به پیروزی میرسونن»
«پیاده جادویی ترین مهره بین تمام مهره هاست. پیاده وزیریه که منتظر وزیر شدنه فقط باید بری جلو.»
«هیچ وقت اهمیتِ مسائل کوچک را نادیده نگیر»
«تنها راهِ یادگیری ، زندگی کردن است.»
«فهمیدن این که جایی که از آن گریخته اید دقیقا همان است که میخواهید به آن برسید، مکاشفه ای حقیقی است؛ اینکه زندان نه یک مکان، بلکه نوعی تفکر است…»
««تو فکر میکنی باید پیش از آنکه زندگی کنی، همهچیز را بدانی و تمامِ احتمالات را بسنجی. اما زندگی، یک پروژهیِ ویرایشی نیست که بتوانی قبل از انتشار، تمامِ سکانسهایش را بازبینی کنی. زندگی، همان لحظهای است که در آن اشتباه میکنی و میفهمی که اشتباه کردن، بخشی از فرآیندِ خلق کردن است. آن “نورِ ستارهها” که همیشه به دنبالش بودی، نه در آینده، بلکه همین الان، در همین لحظهیِ پر از تردید در وجودِ توست.»»
««آدمها اغلب فکر میکنند اگر زندگیشان کمی متفاوت بود، اگر فلان انتخاب را نکرده بودند، اگر فلان تصمیم را گرفته بودند، همهچیز “عالی” میشد. اما حقیقت این است که زندگیِ کامل، افسانهای بیش نیست. هیچ زندگیای وجود ندارد که در آنِ واحد همهیِ قلهها را فتح کرده باشد و همزمان در آرامشِ ساحل هم باشد. هر زندگی، مجموعهای از دستاوردهاست که به بهایِ از دست دادنِ چیزهایِ دیگر به دست آمده. تو نباید به دنبالِ “کمال” باشی؛ تو باید به دنبالِ “بودن” در همین نسخهای باشی که هستی.»»
از ۴ ترجمهی دیگرِ این فهرست هنوز کسی جملهای نگذاشته.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.