گوردر فلسفه را در دلِ یک داستانِ نوجوانانه میگذارد و کاری میکند که بی آنکه بفهمی، تاریخِ فکرِ بشر را خوانده باشی.
«دنیای سوفی» کتابی است که نسلی از خوانندههای فارسی را با فلسفه آشنا کرد و همین کارِ اصلیِ گوردر است: او معلم بوده و معلم مانده، ولی معلمی که قصهگویی میداند. داستانهایش معمولاً یک بچه یا نوجوان دارند که با یک راز روبهرو میشود (نامههای ناشناس، یک کتابِ کوچک در نان، یک دستِ ورق) و آن راز پلهپله به سؤالهای بزرگ میرسد: از کجا آمدهایم، جهان چیست، مرگ چیست.
نثرش ساده و روشن است و برای همین هم برای نوجوان خواندنی است هم برای بزرگسالی که هیچوقت فلسفه نخوانده. نقطهی ضعفش هم همین است: خوانندهای که فلسفه میداند، توضیحها را سادهشده میبیند و داستان را بهانه. ولی گوردر هیچوقت ادعای دیگری نداشته.
رمانهای کوتاهترش («دختر پرتقالی»، «زندگی کوتاه است») کمتر آموزشی و بیشتر عاطفیاند و برای کسی که «دنیای سوفی» را زیادی معلموار دیده، احتمالاً بهترند.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «دنیای سوفی»؛ اگر با فلسفه غریبهای، بهترین دروازهای که به فارسی هست.
- ۲.بعد: «راز فال ورق»؛ همان بازیِ داستان در داستان، با ماجرای بیشتر و درسِ کمتر.
- ۳.بعدتر: «دختر پرتقالی»، کوتاه و گرم؛ برای کسی که گوردرِ داستانگو را میخواهد نه معلم را.
به درد چه کسی میخورد
برای نوجوان و برای بزرگسالی که میخواهد فلسفه را از صفر و با داستان شروع کند. اگر فلسفه خواندهای، اینها برایت مرورِ سادهشده است.
نوشتهیابریشمک