کتابی فلسفی و تأمل برانگیز درباره ی عشق، مرگ و معنای زندگی است.
کتاب در دسته رمان نوجوان با مضمون فلسفی، دربارهی پسری به نام گئورگ است که سالها پس از مرگ پدرش، نامهای را پیدا میکند که پدرش پیش از مرگ برای او نوشته. نامهای دربارهی عشقِ مرموزِ دوران جوانیاش، که او را دختر پرتقالی مینامیده است. روایتی که در کنار عشق، درباره ی مرگ و معنای بودن نیز سخن میگوید. حالوهوای کتاب فلسفی، عاشقانه و کمی غمانگیز است. و شاید ماندگارترین بخش کتاب این سؤال باشد: "اگر حق انتخاب داشتیم، باز هم زندگی را انتخاب میکردیم یا نیستی را؟ " اما کتاب فقط قرار نیست به این سؤال جواب بدهد؛ در طول داستان، گئورگ کمکم با گذشتهی پدرش و نگاه او به زندگی آشنا میشود و در کنار کشف یک داستان عاشقانه، خودش هم مجبور میشود دربارهی ارزش زندگی، کوتاه بودن آن و لحظههایی که در اختیار داریم فکر کند.
به نظرم یکی از جذابیتهای کتاب همین ترکیبِ یک داستان نسبتاً ساده با سؤالهایی بزرگتره؛ کتابی که قرار نیست جواب قطعی همهچیز رو بده، بلکه بیشتر تو رو وادار میکنه لحظهای مکث کنی و به انتخاب خودت فکر کنی، و در عین حال یه داستان خانوادگی هم میخونی و بنظرم این خیلی میتونه جالب باشه.
به درد چه کسی میخورد
این کتاب برای دوستانی ک میخواهند ب سراغ ادبیات فلسفی بروند مناسب است. زیرا در کنار مفاهیم عمیق و پرسشهای فلسفی، نثری ساده و روان دارد، و حجم کم آن باعث میشود شروعی دلنشین برای این مسیر باشد. و به نظرم برای شروع کتابهای یوستین گوردر هم میتونه مفید باشه راز فال ورق و دنیای سوفی کمی سنگین اند)