ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی فاضل نظری
«آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند / یکدیگریم، حوصله ی شرح قصه نیست»
به انتخابِ فرشته
«تکرار نقش کهنه ی خویش در لباس نو/بازیگریم، حوصله ی شرح قصه نیست»
به انتخابِ فرشته
«مرد مگر گریه می کند؟ چه بگویم/طفل زمین خورده ام، چگونه نگریم؟»
به انتخابِ فرشته
«ناگریز از سفرم، بی سر و سامان چو باد/ به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد/کوچ تا چند؟!مگر می شود از خویش گریخت؟/بال تنها غم غربت به پرستوها داد»
به انتخابِ فرشته
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان