ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی حمیدرضا صدر
به یاد حمید رضا صدر عزیز و دوس داشتنی. تقریبا میشه گفت روزمرگی ها و اتفاقاتی که برای صدر عزیز از لحظه ای که متوجه بیماری سرطان میشه تا لحظه مرگ.البته اخر کتاب به قلم دخترشون هست تا کتاب کامل بشه. به نظرم عزیزانی که بیمار سرطانی دارن اصلا نخونن این کتابو،چون درد بیماری و براشون چند برابر میکنه.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان