داستان کودکی فقیر و خیالپرداز به نام زهزه که در میان سختیهای زندگی، یک درخت پرتقال کوچک را به دوست و پناه خودش تبدیل میکند.
کتاب برایم بیشتر از یک داستان درباره کودکی بود؛ درباره بچهای بود که خیلی زودتر از سنش با فقر، خشونت و تنهایی روبهرو میشود، ولی هنوز تخیل و مهربانیاش را از دست نداده. زهزه برای فرار از دنیای سخت اطرافش با درخت پرتقالش حرف میزند و برای خودش یک دنیای کوچک میسازد.
چیزی که بیشتر از همه برایم ماند، تنهایی زهزه و نیازش به دوست داشته شدن بود. اینکه یک بچه میتواند با چند کلمه محبت و کمی توجه، اینقدر عمیق به کسی وابسته شود و از طرف دیگر، بیمهری و خشونت چطور میتواند یک کودک را زودتر از موعد بزرگ کند. کتاب تلخ بود، ولی در کنارش پر از زندگی و شیطنتهای کودکانه هم بود و همین ترکیب باعث شد خیلی راحت با زهزه همراه شوم.
سرفصلها
- ۱. زهزه و دنیای کودکی
- پسربچهای باهوش و شیطون که با وجود فقر، دنیای خیال خودش را دارد.
- ۲. خانواده و زندگی سخت
- فقر و مشکلات خانواده، بخش زیادی از کودکی زهزه را شکل میدهد.
- ۳. درخت پرتقال کوچولو
- زهزه با درخت کوچکش حرف میزند و آن را تبدیل به دوست و همدم خودش میکند.
- ۴. شیطنتها و دردسرها
- ماجراهای کودکانه و شیطنتهایی که هم خندهدارند و هم گاهی دردسرساز میشوند.
- ۵. پیدا کردن یک آدم مهربان
- ورود آدمی به زندگی زهزه که برای اولین بار به او توجه و محبتی واقعی میدهد.
- ۶. بزرگ شدن زودهنگام
- زهزه با تجربههایی روبهرو میشود که کودکیاش را تغییر میدهند و او را مجبور میکنند زودتر از سنش بزرگ شود.
- ۷. چیزی که از کودکی میماند
- داستانی درباره تنهایی، محبت و زخمی که بعضی تجربههای کودکی برای همیشه با آدم میمانند.
نوشتهیفاطمه