روایت نوجوانانیست که در مدرسهای نظامی، میان خشونت، تحقیر و عطش قدرت، آرامآرام معصومیت و هویت خود را از دست میدهند.
بعضی مکانها قرار است انسان بسازند، اما گاهی نخستین جایی میشوند که انسانیت در آن زیر پا گذاشته میشود.
«سالهای سگی» نوشتهی ماریو بارگاس یوسا، روایتی تلخ از دنیاییست که در آن خشونت به قانون، تحقیر به عادت و اطاعت به نشانهی قدرت تبدیل شده است. داستان در یک مدرسهی نظامی در پرو میگذرد؛ جایی که گروهی از نوجوانان، در میان ترس، رقابت و سلسلهمراتب سختگیرانه، تلاش میکنند زنده بمانند و جای خودشان را پیدا کنند.
یوسا در این رمان فقط از زندگی چند دانشآموز نمیگوید؛ او جامعهای را به تصویر میکشد که در آن قدرت میتواند حقیقت را پنهان کند، ترس میتواند سکوت بسازد و آدمها گاهی برای بقا، به همان چیزی تبدیل میشوند که از آن نفرت دارند.
شاید مهمترین پرسش کتاب همین باشد: وقتی خشونت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود، چه چیزی از انسان باقی میماند؟
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای تلخ، اجتماعی و واقعگرا رو دوست داره و به موضوعاتی مثل خشونت، قدرت، فساد و تأثیر محیط بر شخصیت آدمها علاقهمنده.
نوشتهیمهدا