ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی الیف شافاک
از سه دختر حوا دختری در ذهنم مانده که میان پدر و مادری با دو جهانبینی متفاوت، یکی مذهبی و دیگری آزادتر، گرفتار شده بود و حتی وقتی فرسنگها از محل تولدش فاصله گرفت، نتوانست بهسادگی از آن بندها رها شود. اما مهمتر از همه، این کتاب برای من مفهوم عدم قطعیت آدمها را روشن کرد؛ اینکه آدمها همیشه یکدست و قابلپیشبینی نیستند و ممکن است خودشان درگیر تناقضهایشان باشند و حتی به خاطر همین دوگانگی، به کسانی که دوستشان دارند آسیب بزنند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان