ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی مارک تواین
«آرزوی تولد یک پسر را داشتند. اگرچه پادشاه دو دختر بزرگ داشت، اما اکنون ادوارد وارث تاج و تخت بود؛ و یک روز، پادشاه میشد.»
«آدم هیچوقت نمیدونه که دشمناش ممکنه کجا مخفی شده باشن.»»
«شرایط سختی بود و من به نبردهای بسیاری تن دادم. خیلی چیزها هم یاد گرفتم. تنبیه من ناعادلانه بود، ولی بیشترین استفاده رو از اون کردم.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.