ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «قصههای بهلول» نوشتهی محمد شبزندهدار، نشر موعود عصر، ۱۳۴ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
87حکایت طنز مربوط به "بهلول "همراه با حکایت منظوم از الهینامه عطار در این مجموعه گردآوری شده است .برای نمونه" :روزی هارونالرشید از بهلول درخواست کرد که او را پندی دهد .بهلول گفت :ـ هر که را حق تعالی جمال و مال داده باشد و او با آن جمال، عفت و پرهیزکاری شیوه خود سازد و به مال خود مستحقان را بنوازد، خدای تعالی نام او را در دیوان ابرار ثبت نماید . هارون از این سخن دریافت که بهلول وامدار است .ـ امر کرد وام تو را بپردازند . بهلول گفت :دین به دین ادا نمیشود .آنچه در دست توست از مردم است .به ایشان باز پس ده و بر من منت مگذار .
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.