ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی فردریک بکمن
«مرگ چیز عجیبی است. آدمها تمام مدت عمرشان را طوری زندگی میکنند که انگار مرگ وجود ندارد؛ و در عین حال مرگ اغلب بزرگترین انگیزه آدمها برای زندگی کردن است.»
«اوه عزیزم خدا یک بچه از من گرفت و در عوض هزارتا بچه بهم داد»
«از نظر اوه، هر آدمى بايديک كارايى داشته باشد. و اوه خودش هميشه كارايى داشته، و هيچکس نمى تواند اين را از او بگيرد. اوه به همه وظايفش در قبال جامعه عمل كرده. كار كرده. هرگز مريض نشده، ازدواج كرده، قسط هايش را پرداخت كرده، ماليات داده، كار درست را انجام داده، اتومبيل درست و درمانى خريده، وحالا همين جامعه چطور از او قدردانى مى كند؟»
«این جهانی بود که در آن آدمها پیش از آنکه موعد مصرفشان سر بیاید از دور خارج میشوند.»
«آدمی که زیاد حرف نمیزنه چرت و پرت هم نمیگه»
«یادش میآمد که روزگاری شاد بود، و بعد سالهایی آمدند که دیگر شاد نبود.همین.»
«اینکه بتوانی کف پوشهای خانهات را خودت نصب کنی یا اتاقی را که دیوار هایش نم زده مرمت کنی یا لاستیکهای زمستانی ماشین را تعویض کنی ظاهراً دیگر ارزش به شمار نمیآمد. و در دنیایی که میتوانستی هر چیزی را حاضر و آماده بخری چه چیزی ارزش داشت؟ آدم بودن چه ارزشی داشت؟»
«همهٔ آدمها دلشان میخواهد زندگی شرافتمندانهای داشته باشند؛ مسئله این است که شرافت برای آدمهای مختلف معانی متفاوتی دارد.»
«همیشه فکر میکردم هنوز فرصت زیادی برای انجام هر کاری دارم...»
«مردها به خاطر اعمالشان است که تبدیل به یک مرد بزرگ میشوند، نه به خاطر حرفهایشان!»
«درست انجام شدن کار، خودش پاداش کار است»
«آدم زمانی که عزیزی را از دست میدهد، دلش برای کوچکترین و عجیبترین چیزها هم تنگ میشود: لبخندش، حرکاتش هنگام خواب و یا حتی رنگ کردن دوبارهی اتاق برای او...»
«سخت است اعتراف کنی که اشتباه کردهای؛ مخصوصاً وقتی مدت خیلی زیادی اشتباه کرده باشی.»
«همهی آدمها در اصل خوشبین به زماناند؛ همیشه فکر میکنیم برای انجام دادن کارها با دیگران، برای گفتن حرفها، وقت کافی داریم.»
«آدمها چیزی هستند که انجام میدهند، نه چیزی که میگویند.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.