ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی سهراب سپهری
«باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود. باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه، باغ ما نقطه ی برخورد نگاه و قفس و آینه بود. باغ ما شاید قوسی از دایره ی سبز سعادت بود.»
«نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر،سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل وای، این شب چه قدر تاریک است!»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.