ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ژوزه ساراماگو
کتاب خیلی جذب کننده و جذابیه و به شدت پیشنهاد میکنم هربار به این کتاب نگاه میکنم وادارم میکنه باز بهش فک کنم
کتاب خوبی بود قسمتهای فوق العاده تلخی داشت که واقعن ناراحتم کرد اینکه آدما چطور میتونن فقط بواسطه ی اینکه چشمهاشون نمیبینه از همه چیزچشمپوشی کنند و انسانیت و اخلاق روهم قربانی کنند و خوی وحشی گری پیدا کنند که واقعن مایه ی تاسفه.
اگر کسی کتابی میخواد که فقط قصه تعریف نکنه و بعد از بستن کتاب هم ذهنش رو درگیر کنه توصیه میکنم بخونه ولی برای کسی که با فضای خیلی تلخ، خشونت، بینظمی و توصیفهای آزاردهنده راحت نیست، انتخاب آسونی نیست.
در کل اگر دنبال کتابی سنگین و تکاندهندهای که نگاهت به رفتار آدمها رو به چالش بکشه ارزش خوندن داره
آدمهایی که چشم دارن ولی حقیقت رو نمیبینن؛ منو یاد جمله توی کتاب کتابخانه نیمه شب انداخت که میگفت، آنچه به آن می نگری مهم نیست ، انچه میبینی مهم است. کتاب کوری سبک متفاوتی داره . ارزش خواندن داره. کوری واقعی فقط با چشم ندیدن نیست.
این کتاب چشم ادم رو نسبت به چیزای اطرافش که بهش توجه نمیکنه باز میکنه و باعث میشه بیشتر از محیط اطرافمون لذت ببریم و بهش دقت کنیم
اینکه اگر تو شخصی باشی که میبینی و میفهمی، وقتی حقیقتِ زشتِ جهان را ببینی، دیگه نمیتونی وانمود کنی که کوری. این مسئولیتِ دیدن، دردناکه ولی تورو متمایز میکنه و مسئول. دیگه اینکه تو اوج تاریکی و سیاهی و پلیدی هم تنها راه نجات انسان حفظ پیوند انسانی با دیگرانه.
بی نظیره ، تا مدتی فکرم درگیر کرد. پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.