ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ژوزه ساراماگو
«خیلی جالب است بعضی وقتها معنای کلمات بدون آنکه احساس کنیم،تغییر میکند و برعکس معنای رایج بهکار میرود و یا مانند پژواکی که دور میشود،معنایش را از دست خواهد داد.»
«در این دنیا همه چیز ممکن است ،بی شک افرادی که در زمینه ی شکنجه تخصص دارند زمانی که وارد خانه می شوند برصورت فرزندان خود بوسه میزنند ،یازمانیکه به سینما میروند اشک میریزند .» صفحه ۱۴۴ بینایی»
«به نظر من افراد کمی هستند که شایسته ی اعتماد کردن می باشند .» بینایی صفحه۱۳۰»
«برای خوابیدن هر ساعتی مناسب است بینایی صفحه ۱۲۹»
«فراموش نکنیم فردا یا روز بعدی راکه به آن اشاره می کنیم احتمال دارد برای بعضی ها به هیچ وجه وجود نداشته باشد بینایی صفحه ۱۲۵»
«اصلا جریان سقوط اخلاقی انسان به امروز و دیروز بر نمی گردد ، بلکه به دفعات گفته ایم که یک پدیده ی تاریخی است و سن آن به اندازه سن تپه ها و کوه ها می باشد. بینایی صفحه۱۰۹»
«همیشه همین طوری بوده ،در نهایت هرکسی به فکر خودش است و بی خیال بقیه . صفحه ۱۰۹ کتاب بینایی»
«ما نباید مردم را به دو گروه باهوش و کودن تقسیم کنیم بلکه باید آنها را به سه دسته باهوش و خیلی باهوش و کودن تقسیم نماییم ما با کودنها هر کاری بخواهیم میتوانیم بکنیم باهوشها هم میتوانند در خدمت ما قرار گیرند و ما را همراهی کنند ولی افرادی که از هوش زیادتری برخوردارند حتی اگر همراه ما باشند وجودشان خطرناک است. چون قادر نیستند که جلوی خود را بگیرند و کنجکاوی نکنند و ما باید همیشه مراقب آنها باشیم ولی معمولاً این نکات را نادیده میگیریم و نتیجهاش هم مشاهده میکنیم.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.