ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی آلبر کامو
مثل آثار دیگهی کامو نباید انتظار داستان و اتفاقات پیچیده یا هیجانانگیز داشت، تمام آثار کامو رو باید با حوصله خوند و با این کتاب باید با در نظر گرفتن اسمش همراه شد(اونوقت درک شخصیت اول داستان ممکن میشه) در نهایت پایان کتاب متوجه میشید که با چه سوالات بزرگی روبرو شدین.
کتاب خوبیه،دقیقا انتظاری که از البر کامو میشه داشت،فلسفی و در عین حال رمان،.
چیزی که من از این کتاب و شخصیت داستان فهمیدم این بود که گفتن حقیقت و احساس واقعیت بصورت خیلی صریح و بدون پرده هیچ وقت مورد پذیرش بقیه نیست
که گاهی بروز دادن احساس واقعیت بدون پرده و نشون دادن خود حقیقی ات تو این دنیا می تونه جرم محسوب بشه و بی عاطفه و بی روح خطاب بشی و حتی شاید محکوم به مرگ هم بشی🙂 ولی به نظر من مورسو اصلا آدم بی روح و بی عاطفه ای نبود فقط از گفتن حقیقت و از قضاوت شدن نمی ترسید.
فارغ از نگارش و داستان انتقال و ملموسی تفکر نویسنده (تفکر اگزیستانسیالیستی که به نویسنده منسوب هست و ظاهرا خودش رد کرده این موضوع رو) در پایان کتاب (شاید عده ای بر پایان بندی بد این کتاب معتقد باشن) برای من حسی بسیار جالب بود.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.