ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «تاریخ مصور آمریکا: سرزمین بدون مرز»، نشر سایان، ۴۰۰ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«ارتش واشینگتن پانزدهم نوامبر بعد از تسلیم شدن، بدون کفش، لباس و پتو به غرب فرار کردند. وقتی زمستانهای پربارش نیوجرسی آغاز شد و افراد گرفتار باتلاق شدند، سربازان گروه گروه جنگ را رها کردند. ژنرال هو در پی رسیدن به ارتش واشینگتن بسیاری را کشت. از ۲۶۰۰ سربازی که در دژ واشینگتن تسلیم شدند فقط ۶۰۰ نفر باقی ماندند. تازه بعد از این نبرد (نبرد لانگ آیلند) بود که واشینگتن فهمید برای پیروزی باید با قاطعیت بیشتری بجنگد. ص ۱۹۱»
«استراتژی آمریکاییها در جنگ کاملا مشخص بود؛ آنها باید ارتش انگلیسی را شکست میدادند. از آن طرف انگلستان میخواست شورشیان را سرکوب و حکومت پادشاه را تثبیت کند اما چگونه؟ شکست ارتش قارهای لازم بود اما برای پایان دادن به شورش کافی بهشمار نمیرفت چون آنها باز هم مجبور بودند با جمعیتی باانگیزه رودررو شوند. همچنین شورشیان هیچ پایتخت یا مقری نداشتند که گرفتن آن به معنی پایان جنگ باشد. کنگره قارهای از شهری به شهر دیگر نقلمکان میکرد تا از دسترس انگلیسیها دور باشد و اشغال شهرهای بندری مهم آمریکا در طول نبرد هم ضربهای به آمریکا نمیزد چون ۹۵ درصد مردم در روستاها زندگی میکردند. ص ۱۸۴»
«پنجم جولای ۱۷۷۵ کنگره درخواست “شاخهی زیتون” را به امید پایان دادن به منازعات تسلیم جورج سوم کرد و در آن وفاداری به پادشاه را تصریح نمود. سند دیگری نیز با نگارش تامس جفرسون با عنوان “اعلامیهی دلایل و لزوم بهدستگیری سلاح” منتشر شد که مقاومت مسلحانه مستعمرهنشینان را توجیه میکرد و آن هم به بریتانیا تضمین داد که نمیخواهد اتحاد با آن کشور را به هم بزند. این اعلامیه به همراه نبرد بانکرهیل به لندن رسید. جورج سوم ۲۳ آگوست ۱۷۷۵ پاسخ آن را با “اعلامیهی رسمی سرکوب شورش و فتنه” داد. این اعلامیه شورشیان را در عزم خود جزمتر و نگارش اعلامیهی استقلال را تسریع کرد.»
«جورج واشینگتن اولین سیاستمدار آمریکا و تنها رئیس جمهوری بود که بدون هیج رقیبی و تنها با یک حزب انتخاب شد. او در سیاست داخلی نگران افزایش احزاب بود اما خودش به ایجاد شکافهای سیاسی میان پدران بنیانگذار که به شکلگیری دو حزب منجر شد، دامن زد. ص ۱۸۳»
«جان آدامز به عنوان اولین سفیر ایالات متحده به بریتانیا رفت و با شاه (جورج سوم) دیدار کرد. شاه صریحاً به او گفت آخرین کسی بوده که با استقلال آنها موافقت کرده اما با خوشحالی اعلام کرد:((اولین کسی است که دوستی ایالات متحده را به عنوان قدرتی مستقل میپذیرد.))»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.