ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی صادق چوبک
یک لحظه هم کتابو زمین نذاشتم. داستان واقعیه وماجرا در منطقه تنگستان،دواس وبوشهر می گذره
صادق چوبک تو تنگسیر بیشتر از اینکه صرفاً یک داستان تعریف کنه، یک حس سنگین از ظلم، خشم و عدالتخواهی به آدم منتقل میکنه ضمناً فضا سازی کتاب انقدر زنده و پویاست که آدم خودش رو تو کوچه پس کوچههای جنوب بین اون آدمها تصور میکنه، اون حس انتقامجویی و عدالت خواهی محمد تنگسیری به خواننده منتقل میشه و جالبتر از اون که چوبک از محمد یک قهرمان مطلقاً خوب نساخته، محمد در گیرودار انتقامش دچار لغزش و ترس و اشتباه هم میشه.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.