ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «جناب مارتینی» نوشتهی پیترو گروسی، نشر چشمه، ۷۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
مارتینی کبیر خوش چهره است و خوش قریحه، نویسندهای با استعدادی نبوغ آمیز و در یک کلام، از آن آدمها که همه میخواهند جای او باشند. آینده روشن است و نویدبخش، اما شاید نه برای او که فروتن است و گوشهگیر و با خود ویرانگر. حالا چطور باید از نور فلاش دوربینها و آتش عشق نافرجام میریان، ستاره نوظهور هالیوود، در امان بماند؟ نکند چشمک ستارههای بخت، دروغین باشد. آن هم در حق او که آدم سادهای است و خجالتی، آدمی که در جیبهایش فقط چند سکه و اسکناس دارد، دو کبریت سوخته، هفت دانه برنج و سرباز فلزی کوچکی که رنگش کمی سیاه شده.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.