«خسی در میقات» روایت سفر حجِ جلال آلاحمده؛ سفری که در آن بیشتر از مناسک، آدمها، جامعه و خودش را زیر ذرهبین میبرد.
«خسی در میقات» برای من بیشتر از اینکه صرفاً سفرنامهی حج باشه، ثبتِ نگاه تیزبین آلاحمد به آدمها، جامعه و حتی خودشه. کتاب رو که میخونی، انگار همراهش توی سفر حرکت میکنی و همزمان با چیزهایی که میبینه، فکرها و قضاوتهاش رو هم میبینی. حالوهوای کتاب شخصی، صریح و گاهی تلخه؛ مخصوصاً جاهایی که بین تجربهی معنوی سفر و نگاه اجتماعی و انتقادی نویسنده در رفتوآمده. چیزی که بیشتر از همه با من موند، همین صداقت و بیپرده بودن نگاهشه؛ اینکه حتی در یک سفر مذهبی، فقط دنبال تعریف کردن از تجربهی خودش نیست و چیزهایی رو که میبینه همونطور که برداشت کرده ثبت میکنه. بعضی قسمتها برام کمی کند شد، ولی در مجموع کتابی بود که بیشتر از داستان، آدم رو به فکر کردن وادار میکنه.
به درد چه کسی میخورد
اگر سفرنامه، نگاه اجتماعی و روایتهای شخصی دوست داری، آره؛ مخصوصاً اگر کنجکاوی بدونی جلال آلاحمد یک سفر مذهبی رو چطور دیده و تحلیل کرده. ولی اگر دنبال یک روایت داستانیِ پراتفاق یا صرفاً یک کتاب دربارهی مناسک حج هستی، احتمالاً انتخاب مناسبی برات نیست.
نوشتهیآرزو