ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی جوجو مویز
همه ما از دور فقط دیده و قضاوت میشیم اما اینکه چه رنجی رو در اون زمان و شرایط تحمل کردیم رو هیچکس نخواهد دید.
«دختری که رهایش کردی» یادمان میاندازد که بعضی آدمها را میتوان از کنار خود رها کرد، اما از دل نه.
داستان زندگی حول زندگی یک زن در زمان اشغال فرانسه که همسرش تابلوی نقاشی ازش کشیده و به اوهدیه داده و این زن تلاش میکنه یادگاری همسرش رو از گزند سربازهای دشمن حفظش کنه و در ادامه داستان زن دیگری که در زمان معصر صاحب این تابلو نقاشی هست و.... نویشنده به زیبایی تمام، هنر رو به عنوان یه پل مشترک و یه زبان مشترک بین نسل ها تعریف میکنه و از قدرت اراده و عشق زنان در سخت ترین شرایط میگه.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.