ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی عباس معروفی
کتاب دارای حال وهوای غم ،شادی،جنگ ،ناعدالتی وهمه چیز در هم پیچیده گاهی افسانه ای زیبا در خود جای داده و گاهی خاطره ای همه اینها سبب کشش و جذب کتاب هستند البته که کتاب سیر خطی ندارد
نوش آفرین طفلک
کلا کتاب های اقای عباس معروفی رو دوست دارم
زنی که میخواد خودش انتخاب کنه ، اما زیر فشار جامعه ، سنت ، خانواده گرفتار شده .
این کتاب رو تازه شروع کردم فقط شب یکم رو خوندم ولی بنظرم فضای تلخی داره و از همین اولش مطمئنم غم زیادی خواهد داشت همراه با نرسیدن ها و ازدست دادن ها .همین اول کاری هم از دکتر معصوم متنفرشدم.
«سال بلوا» برای من داستانِ عشقی بود که در میانِ سنت، تعصب و خشونت، فرصتِ نفس کشیدن پیدا نکرد. معروفی از عشق و آزادی مینویسد، اما پشت این روایت، صدای زنیست که مدام میانِ خواستن و آنچه دیگران برایش خواستهاند، گرفتار میشود. چیزی که از کتاب با من ماند، حسرتِ زندگیهایی بود که میتوانستند جور دیگری باشند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.