ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی آلبر کامو
یک کتاب روانشناختی است که آدم را مجبور به روبه رو شدن با خودش میکند. این کتاب درباره ی اعتراف به گناه، ریاکاری، قضاوت و وجدان است. بنظرم کتابی عمیق و تأمل برانگیز است اما شاید برای بعضی از دوستان بخاطر فضای سنگینش مناسب نباشد یا نتوانند با آن ارتباط بگیرند.
«سقوط» برای من بیشتر از یک داستان، مواجههای بیرحمانه با وجدان انسان بود؛ با گناه، قضاوت و تصویری که از خودمان ساختهایم. کامو در این کتاب آدمی را نشان میدهد که پشتِ ظاهرِ بینقصش، با حقیقتی ناخوشایند دربارهی خودش روبهروست. چیزی که از «سقوط» با من ماند، این بود که گاهی سختترین قضاوت، قضاوتیست که نمیتوانیم از خودمان فرار کنیم.
کتاب جالبی بود در نوع خودش برای درس اخلاق اما جالب ترین پرسش در مورد کتاب این هست که ژان باتیست داشت روایت گری میکرد یا اعتراف برای کاستن از عذاب که در وجدان داشت.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.