ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی صادق هدایت
«ما همهمان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندانهای گوناگون. ولی بعضیها به دیوار زندان صورت میکشند و با آن خودشان را سرگرم میکنند، بعضیها میخواهند فرار بکنند دستشان را بیهوده زخم میکنند و بعضیها هم ماتم میگیرند، ولی اصل کار این است که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم ولی وقتی میآید که آدم از گول زدن خودش هم خسته میشود»
«هر کسی را نگاه بکنی یک بدبختی دارد. لب کلام آن است که مردم باید آدم بشوند، با سواد بشوند، آخر تا آنها خر هستند ما هم سوارشان میشویم.»
«سه قطره خون، بیشتر از اینکه روی زمین ریخته باشه، انگار از ذهن آشفتهی راوی چکیده.»
«آدم گاهی در میان آدمها، تنهاتر از همیشهست.»
«هیچکس نمیداند در پسِ سکوت یک آدم، چه غوغایی برپاست.»
«ما مختصرِ همهی جانورانیم، همهی احساسات آنها در ما هست و بعضی از آنها در ما غلبه دارد. باید آن را كشت!»
«هر کسی در زندگی خودش یک دنیای مخصوص دارد که دیگران نمیتوانند وارد آن بشوند»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.