ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی سیمین دانشور
سووشون برای من فقط تقابل آدم شجاع و آدم ترسو نبود؛ تقابل دو جور مسئولیتپذیری بود که یکی میخواست از عزیزانش محافظت کند و دیگری نمیتونست در برابر بیعدالتی سکوت کند. جذابیت زری هم در این است که در طول داستان، نگاهش تغییر میکند و دیگر همان زن ابتدای داستان نیست. ❤️
کتاب اوایلش با حال وهوای عاشقانه شروع شد بعد حس وحال جنگ بهش اضافه شد و بعد قسمت های غم انگیز وخاطرات بود قسمت هایی که در دیوانه خانه میگذشت خیلی جالب بود و نذر زری هم بسیار جذاب بود
سووشون کتاب خیلی خوبیه و توصیفات زیبای خانم دانشور اونو زیبا و جذاب تر هم کرده
در عین سادگی اما مفاهیم بزرگی را به ما یادآور کرد، مردی که یک مبارز غیور و در عین حال یک عاشق و همانقدر که در میدان مبارزه بی باک و نترس بود در میدان عشق بی دفاع و تسلیم همسرش بود . داستانش زیبا و دردناک بود .
کتاب جذاب و جذب کننده ای و قلم روانی داره هرچی بیشتر میخونم بیشتر دوسش دارم قسمت ۱۹ بشدت پیشنهاد میشه
در مجموع، چیزی که «سووشون» رو برای من ماندگار میکنه، قهرمانبازی نیست؛ تغییر تدریجی یک آدم معمولیه. زری از زنی که فقط میخواد خانوادهاشو از خطر دور نگه داره به کسی تبدیل میشه که دیگه نمیتونه نسبت به آنچه اطرافش میگذره بیتفاوت بمونه و به نظرم همین وجه انسانی، دلیل اصلی ماندگاری رمانه
شخصیت یوسف، زری و همه ی شخصیتا واقعا قابل تامل هستن، میتونی برای هم ذات پنداری از هر کدوم ک دوسشون داری یا هر کس رو ک خوشت نیومد یه خصلت یاد بگیری، من چون خودم شیرازی هستم تمام مکانها رو میدونستم و عجیب تو 12 سالگی ک برای اولین بار خوندمش به دلم نشست و بعد بارها و بارها، هر سری ک خوندم نمایی از شخصیت ها برام واضح شد، پیشنهاد میکنم حتما بخونید خصوصا چاپ های اصلی رو
«بههرحال آدم باید یکجوری زندگی کند که وقتی مُرد، دلش برای خودش نسوزد.»
قصه ی تلخ زندگی و اینکه سیاوشون به چه خاطر ماندگار شد در عزاها
آدم باید در این دنیا یک کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند. باید بتواند چیزی را تغییر بدهد. حالا که کاری نمانده بکنم پس عشق میورزم. این جمله رو از کتاب دوست داشتم
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.