درباره عشقیه که با گذشت سالها، فاصلهها و اتفاقات زندگی، هنوز تهِ دل آدم زنده میمونه.
کتاب یه حس عجیبی داره، انگار آدمو میبره وسط یه عشق قدیمی و سالها انتظار. آروم پیش میره ولی احساساتش خیلی عمیقه و بعضی جاها واقعاً آدمو درگیر میکنه. چیزی که ازش تو ذهنم موند اینه که بعضی عشقها با گذشت زمان تموم نمیشن، فقط شکلشون عوض میشه
سرفصلها
- ۱. فصل اول: اول با دکتر اوربینو و فضای شهر آشنا میشیم و کمکم پای فلورنتینو و عشق قدیمیش، فرمینا، وسط میاد.
- ۲. فصل دوم: میریم به گذشته و میبینیم عشق فلورنتینو و فرمینا چطوری شروع شد و چه اتفاقایی بینشون افتاد.
- ۳. فصل سوم: سالها میگذره و میبینیم فلورنتینو با اینکه زندگی جلو میره، هنوز اون عشق قدیمی رو یه گوشه دلش نگه داشته.
- ۴. فصل چهارم: بیشتر وارد زندگی فرمینا و دکتر اوربینو میشیم و میبینیم زندگی مشترکشون چجوری پیش میره.
- ۵. فصل پنجم: دوباره گذشته و احساسات قدیمی پررنگ میشن و یه سری چیزا که فکر میکردیم تموم شده بودن، دوباره خودشونو نشون میدن.
- ۶. فصل ششم: داستان بیشتر میره سمت عشق، گذر عمر و انتخابهایی که آدمها توی زندگی میکنن؛ بدون اینکه بخوام آخرشو لو بدم، این قسمت خیلی بیشتر آدمو به فکر میبره
به درد چه کسی میخورد
اگه یکی ازم بپرسه بخونمش یا نه، میگم آره، اگه عاشق داستانای احساسی و آرومی و حوصله داری با یه داستان نسبتاً طولانی همراه بشی. ولی اگه دنبال یه کتاب تند و پراتفاقی که از همون اول بکشونت جلو هستی، شاید حوصلت سر بره. این کتاب بیشتر آرومت میکنه و میبره توی حالوهوای خودش تا اینکه بخواد هیجانت کنه
نوشتهیناهید