این کتاب روایتگرِ ماجرای فروشگاهی به همین نام است که مردم نامههایشان را به داخل آن میاندازند و از صاحب آنجا کمک میخواهند.
دراین کتاب، ابتدا با «شوتا»، «آتسویا» و «کوهی» آشنا میشویم؛ ۳ دزد تحتتعقیب که بهدنبال جایی برای گذراندن شب میگردند. دست سرنوشت مغازهٔ «نامیا» را در مقابلشان میگذارد و آنها هم از این فرصت استقبال میکنند؛ بیخبر از آنکه زندگیشان پس از این شب کاملا دگرگون میشود. «نامیا» بهنظر متروک میآید. «نامیا» بهنظر متروک میآید. مجلههای موجود در فروشگاه به چندین دهه قبل تعلق دارند و اگر شمعی برای روشنکردن نبود، ۳ دوست مجبور میشدند تمام شب را در تاریکی بگذرانند.
نوشتهیحدیث